به نظر شما مقصر کی هست دختر یا پسر ؟؟؟
چیکار کنیم تا این اتفاق نیوفته؟؟؟
اصلا می دونید سو استفاده کردن دقیقا یعنی چی؟؟؟
به نظر شما مقصر کی هست دختر یا پسر ؟؟؟
چیکار کنیم تا این اتفاق نیوفته؟؟؟
اصلا می دونید سو استفاده کردن دقیقا یعنی چی؟؟؟
نظرتون در مورد چت کردن چی هست.
از تاثیراتش روی اخلاق و رفتار بگید.
نظرتون راجع به سو استفاده هایی که از دختر ها میشه چیه؟؟؟؟
بنابر آخرین آمار ۴۰ درصد از فجایع تجاوز به عنف در پی برقراری دوستی های پنهان و خیابانی و یا استفاده از تکنولوژی جدید (اینترنت، چت، ارسال پیامهای کوتاه ) و با وعده ازدواج اتفاق می افتد.
مجرمانی که رد پایشان کمرنگ است :
مدتهاست وقوع روزانه تعداد قابل توجهی انواع جرایم تجاوز به عنف علیه دختران و زنان جوان، مسؤولان انتظامی را نسبت به آگاه سازی این قشر از جامعه هوشیارتر کرده است. جرایمی که در پی غفلت قربانی و یا به نوعی سهولت اغفال وی از سوی مجرم رخ می دهد و آثار جسمی و روحی زیادی برای او و خانواده اش در پی دارد.
امروز گسترش برقراری ارتباطات میان دختران و پسران جوان با توجه به آداب و رسوم و فرهنگ سنتی جامعه ایرانی منجر شده تا افرادی در پوشش دوستی های خیابانی با تأکید بر پنهان ماندن این روابط، نقشه مجرمانه خود را عملی کرده و قربانی را در برابر کار انجام شده قرار دهند.
وقوع این قبیل حوادث در حالی است که نقش قربانی را نمی توان انکار کرد؛ زیرا براساس بررسیهای صورت گرفته در بسیاری موارد، فرد خود زمینه ارتکاب جرم را برای طرف مقابل ایجاد می کند.
مجرمان به بهانه دوستی های خیابانی، قربانیان را به بهانه ازدواج و شناخت اولیه ابتدا اغفال کرده و سپس نقشه شیطانی خود را عملی می کنند.
براساس گزارشهای رسیده از پرونده های تجاوز به عنف، اغلب دختران جوان به دنبال دوستی های پنهان و دور از چشم خانواده،بعضاً تحت تأثیر قرصهای موسوم به اکس و یا به بهانه دیدار با خانواده طرف مقابل و یا به قصد تفریح در جاده های خارج از شهر به مناطق متروکه و خالی از سکنه رفته و در همانجا از سوی یک یا چند نفر مورد تعرض قرار می گیرند.
معمولاً یافتن ردپایی از مجرمان به دلیل آنکه اغلب دارای هویتهای جعلی هستند بسیار سخت است، و بررسی آمار جرایم اتفاق افتاده در این حوزه بر لزوم توجه و دقت بسیار زیاد نوجوانان و جوانان در نوع برقراری این گونه روابط تأکید دارد.
خانواده ها با نظارت بر ارتباطات فرزندانشان بخصوص دختران جوان و شناخت بیشتر از آنها می توانند تا حد قابل توجهی از آسیبهای احتمالی جلوگیری کنند.
دختران جوان هوشیار باشند که دوستی های خیابانی و روابط پنهان که بعضاً از طریق اینترنت، چت، ارسال پیامهای کوتاه از طریق تلفن همراه آغاز می شود، خود شروعی برای ارتکاب جرم است؛ زیرا مروری بر پرونده های موجود در آگاهی نشان می دهد، خطاهای رفتاری، افراد را در دام شکارچیان مجرم گرفتار می کند.
* دوستی با وعده قشنگ
بیشتر دخترانی که ماجرای اغفال خود و ارتباط خود با پسران را بیان می کنند، می گویند «او به من گفت که ما با هم ازدواج خواهیم کرد». اما تجربه نشان داده که بیشتر دوستی هایی که در کوچه و خیابان و راه مدرسه و دانشگاه و محل کار رخ داده، به ازدواج ختم نمی شود، چرا که همه مردم به طور فطری ارزش پاک بودن را می دانند،بنابراین همان جوانی که قبل از ازدواج ممکن است با چندین دختر ارتباط داشته باشد، در هنگام ازدواج از مادرش می خواهد که برای او دختر پاک و مؤمن انتخاب کند. وقتی از آنها می پرسی که چرا با یکی از همان دخترهایی که دوست بودی، ازدواج نمی کنی، پاسخ می دهند: «کسی که با من دوست بوده، هیچ بعید نیست با شخص دیگری هم دوست بوده باشد، این جور دخترها به درد ازدواج نمی خورند.»
تردید و بدبینی به مرور زمان عرصه را بر زندگی مشترک جوانانی که از طریق دوستی های خیابانی با هم آشنا شده اند، تنگ می کند، به عبارت دیگر بعد از اینکه مدتی از زندگی مشترک آنها گذشت و همه چیز به صورت عادی درآمد، این افکار به ذهن آن جوان یورش می برد که چرا همسرش زمانی که مجرد بود، با او به راحتی ارتباط برقرار کرد؟ یا آیا او قبلاً هم با کسی ارتباط داشته؟ یا آیا او اکنون به من وفادار می ماند؟
* پارتیهای خطرناک:
برخی از دوستی های میان دختر و پسرها، به ویژه در میان اقشاری که تلاش می کنند به اصطلاح به روزتر زندگی کنند،در پارتیها و میهمانیهای دوستانه اتفاق می افتد.
این مسأله به ویژه در میان افراد مرفه و کسانی که امکان برگزاری چنین پارتیها یا شرکت در آنها را دارند، بسیار بیشتر دیده می شود و تفاوت ماجرا فقط در بخش اول یعنی نحوه آشنایی و آغاز دوستی است و ادامه داستان درست مشابه دوستی های پنهانی و خیابانی است.
* پایان زیانبار:
به هر حال تاکنون هرچه گفتیم از دوستی های پنهانی و خیابانی و یا دوستی هایی است که در جریان پارتیها به وجود می آید و اینکه می تواند چه حوادثی برای دختران داشته باشد.
به طور قطع نمی توان پایان این قبیل دوستی ها را ازدواج، خوشبختی و یا زندگی رویایی تصور کرد،بلکه بیشتر باید کلانتری، آگاهی، دایره مفاسد اجتماعی و دادگاه را پیش چشم دید.
اینکه دختر تا چه اندازه مورد سوء استفاده قرار گرفته باشد خود مسأله ای جداست که در دادگاه به آن رسیدگی می شود، اما بد نیست حداقل برای روشن شدن ذهنتان بدانید که بیشترین موارد این چنینی با آزار و اذیت دختر توسط پسر و دوستان وی همراه بوده و بعد از آن هم دختر به دلیل رابطه پنهانی نتوانسته ادعای خود را مبنی بر به عنف بودن آزار و اذیت اثبات کند.
گذشته از اینها این گونه ارتباطها اثرات سوء دیگری هم دارند : دوستی های خیابانی با افراد مختلف در دخترها ایجاد یک احساس کاذب و رویایی برای انتخاب مرد ایده آل می کند که اندک اندک باعث می شود تا به هر مردی جواب مثبت ندهند و اگر هم به کسی پاسخ مثبت دادند، پس از مدتی زندگی و مقایسه او با دوستانی که داشتند، او را خارج از ایده آلها دیده، به تفاهم نرسند.در برخی موارد نیز ممکن است تعدادی از همسایگان یا اقوام از ماجرای این دوستی ها باخبر شوند و آن وقت کافی است که خواستگاری برای تحقیق به آنها مراجعه کند و آنها از سر دلسوزی یا حسادت ماجرا را با آب و تاب بیشتری برای آنها بازگو کنند، قطعاً در این شرایط هیچ مرد معتقدی این دختر را برای زندگی انتخاب نخواهد کرد. عواقب وخیم تر از اینها هم وجود دارد که ذکر برخی از آنها عبرت آموز است.
برخی دختران در دوران دوستی خود با پسری مقداری عکس و فیلم تهیه می کنند که عمدتاً نزد پسر باقی می ماند و او می تواند از این تصاویر نهایت سوء استفاده را بنماید، مثلاً آنها را در اینترنت قرار داده یا به وسیله آنها از دختر و خانواده اش اخاذی کند.
در اینترنت و دنیای مجازی آن، همانند دنیای واقعی که در آن افراد گوناگون، با فرهنگ ها و سلیقه های مختلف زندگی می کنند، افراد زیادی وجود دارند که شرور و خطرناک هستند. این گونه افراد از اینترنت برای بهره برداری های سوء و متأسفانه بیشتر برای امور جنسی از کودکان و نوجوانان استفاده می کنند.
در اغلب اتاق های چت، انبوهی از جوانان بین 12 تا 25 سال در حال گفت و گو هستند که تبادل اطلاعات شخصی در آن ها تشوق می شود. زمانی که کودک و نوجوان وارد خانه های گفت و گو(چت روم) می شود، با شمار کثیری از شکارچی هایی رو به رو می گردد که در کمین آنان هستند.
ما اصولا با ماهیت چت زدن و گفت و گو مخالف نیستیم، زیرا که افراد بسیاری هستند که در گفت و گوهای علمی و تخصصی و ارزنده مشارکت می کنند، اما روی سخن با آن دسته از کاربران اینترنتی است که عمدتا نوجوانان و جوانان هستند که در فعالیت ها و ارتباط هایی شرکت می کنند که بیشتر جنبه ی لذت جویی و دوست یابی دارد و بیشتر نگرانی ها نیز در همین زمینه است و متأسفانه اکثر این دوستی های اینترنتی به ملاقات های حضوری منجر می شود و به دنبال آن مشکلات عدیده ای به وجود می آید که در این مقال نمی گنجد.
تحقیقات نشان میدهد اعتیاد جوانان به استفاده از تکنولوژی و استفاده غیر منطقی از ابزارهای نوین میتواند اثرات مخربی روی قدرت یادگیری و تحصیلات آنها داشته باشد.
تکنولوژیهای جدید مانند اینترنت، موبایلها و دستگاههای پخش موسیقی و مانند آنها آنچنان در میان جوانان طرفدار پیدا کرده است که بسیاری از آنها را به شدت به خود معتاد کرده و همین عامل سبب میشود درصد زیادی از کاربران این تکنولوژیهای جدید خصوصاً دانشآموزان مشکلات زیادی در تمرکز کردن، توجه کافی به درس و مانند آن داشته باشند.
برای مثال محققان متوجه شدند تعدادی از کودکان که به طور افراطی از این وسایل استفاده میکنند در هجی کردن کلمات دچار مشکل میشوند و نمیتوانند به درستی به سؤالات امتحانی پاسخ دهند.
همچنین این تکنولوژیها مانند اینترنت سبب شده است بسیاری از محصلان به خصوص در دانشگاهها برای انجام تکالیف خود به آنها مراجعه کرده و با کپی کردن اطلاعات از سایتهای اینترنتی در سریعترین زمان تکالیف خود را به انجام برسانند.
در یک بررسی که روی 267 دانشآموز بین 11 تا 18 سال به انجام رسیدمشخص شد نزدیک به 63 درصد از آنها به اینترنت و 53 درصد از آنها به تلفن همراه خود اعتیاد پیدا کردهاند و بدون این وسایل زندگی آنها از روال معمول خود خارج میشود.
تعدادی از این دانشآموزان به قدری به استفاده از موبایل و اینترنت اعتیاد پیدا کرده بودند که حتی نمیتوانستند یک روز را بدون این آنها سپری کنند و به شدت کمبود آن را در زندگی خود احساس میکردند.
تحقیقات نشان میدهد تکنولوژی شیوه زندگی بسیاری از انسانها را دستخوش تغییر قرار داده است که از جمله آن میتوان به تمایل شدید برای برقراری ارتباط با دیگران اشاره کرد.
بسیاری از نوجوانان در مجموع ساعتها از اوقات شبانه روز خود را صرف فرستادن پیام کوتاه یا برقراری ارتباط با دوستان خود در سایتهای اجتماعی مانند فیسبوک، توئیتر و مانند آن میکنند.
برای بررسی این موضوع دانشمندان مطالعهای را روی جوانان به انجام رساندند تا میزان علاقه آنها به استفاده از تلفنهای همراه برای مکالمه و فرستادن پیام کوتاه و همچنین مجموع زمانهایی را که آنها در پشت کامپیوتر خود مشغول استفاده از اینترنت، چت کردن و استفاده از سایتهای اجتماعی هستند بررسی کنند.
طی این تحقیقات مشخص شد نزدیک به 62 درصد از نوجوانان قبل از سن 8 سالگی دارای کامپیوتر شخصی بوده یا به دلیل آنکه یکی دیگر از اعضای خانواده دارای کامپیوتر بودند آنها نیز به کامپیوتر دسترسی داشتند. 80 درصد از آنها اولین بار زمانی که بین 8 تا 10 سال داشتند از اینترنت استفاده کردند و 58 درصد از آنها از زمانی که بین 11 تا 13 سال سن داشتند عضو یکی از سایتهای اجتماعی بودهاند.
مطالعات نشان داد نزدیک به نیمی از این نوجوانان تقریباً 30 دقیقه از روز را صرف مکالمه و فرستادن پیام کوتاه با موبایل خود میکنند. این در حالی است که 17 درصد از آنها اعلام کردند استفاده از تلفن همراه در بین آنها به صورت افراطی درآمده است و حداقل 3 ساعت از وقت آنها را در طول شبانه روز به خود اختصاص میدهد.
بررسیها در مورد استفاده از اینترنت نیز نشان داد بیش از 30 درصد افراد مورد تحقیق بین 1 تا 2 ساعت در روز را صرف استفاده از اینترنت میکنند، این در حالی است که میزان استفاده از اینترنت در 26 درصد از جوانان به بیش از 6 ساعت و حتی بیشتر در طول روز میرسد.
اوضاع در مورد سایتهای اجتماعی هم مشابه با موارد ذکر شده بود. به طور متوسط دانشآموزان بین 1 تا 2 ساعت از اوقات خود را در سایتهای اجتماعی مانند فیسبوک و مانند آن سپری کرده و از این طریق با دوستان خود ارتباط برقرار میکردند.
به طور متوسط دانش آموزان روزانه نزدیک به 20 پیام کوتاه دریافت کرده یا میفرستادند. البته در مورد بعضی از دانش آموزان استفاده از پیام کوتاه به صورت افراطی درآمده بود به طوری که تعدادی از آنها تقریباً بیش از این تعداد پیام کوتاه در طول روز رد و بدل میکردند.
یکی از موضوعاتی که به شدت باعث بروز نگرانی در بین معلمان و سیاستگذاران بحث آموزشی شده است استفاده نادرست دانش آموزان از اینترنت برای انجام تکالیف و پروژههای خود است.
84 درصد از دانش آموزان این تحقیق اعلام کردند گاهی اوقات برای انجام تکالیف خود به اینترنت مراجعه میکنند و قسمت زیادی از تکالیف خود را با کپی کردن از سایتهای اینترنتی به انجام میرسانند. همچنین بسیاری از آنها پروژهها و آزمایشهای خود را با جستوجو در اینترنت پیدا کرده و به معلم خود تحویل میدهند. همین مسئله باعث شده است سواد علمی دانشآموزان روز به روز کاهش پیدا کرده و آنها زمان کمتری را برای انجام تکالیف خود اختصاص دهند.
این مطالعات نشان داد در حال حاضر دانشآموزان اینترنت را به عنوان بزرگترین و بهترین منبع اطلاعاتی میدانند به طوری که بیش از 90 درصد از آنها استفاده از اینترنت را به خواندن کتاب ترجیح میدادند.
پروفسور اندروز کاکابادس از دانشگاه مدیریت کرانفیلد در این باره گفت: بیش از 60 درصد از افرادی که در این تحقیقات شرکت داشتند اعلام کردند که به اینترنت اعتیاد دارند که البته میزان اعتیاد آنها با یکدیگر تفاوت زیادی دارد. همچنین نزدیک به 50 درصد از این دانشآموزان به استفاده از موبایلهای خود اعتیاد دارند.
بررسیهای ما نشان میدهد این وسایل روی سطح توجه و دقت نوجوانان اثر سوئی دارد. برای مثال استفاده از موبایلها در کلاس سبب شده است دانش آموزان توجه کافی به معلم خود نداشته باشند و زمان زیادی از وقت کلاس را با استفاده از بازیهای موبایل یا فرستادن پیام کوتاه سپری کنند.
استفاده از اینترنت سبب شده است تمایل به تقلب و کپی کردن اطلاعات به شدت در میان دانشآموزان و دانشجویان طرفدار پیدا کند. بسیاری از دانشآموزان حتی حاضر نیستند چند دقیقه در مورد مسائل دروس خود فکر کنند و سعی میکنند با استفاده از اینترنت سؤالات خود را پاسخ دهند.
استفاده از تلفنهای همراه برای تقلب در امتحانات نیز به یکی دیگر از معضلات آموزشی تبدیل شده است. بسیاری از دانش آموزان با ذخیره محتوای دروس خود در موبایلها یا با استفاده از پیامهای کوتاه در زمان برگزاری امتحانات اقدام به تقلب میکنند.
به همین دلیل است که بسیاری از کارشناسان معتقدند استفاده از تلفنهای همراه باید به طور کامل در مدارس ممنوع باشد تا اثرات سوء آنها در امر آموزشی به حداقل برسد.
این اپ در مورد روابط اینترنتی هست. اصلا ایا این روابط برای ما مفیده یا نه.
ببینید همه ی شما می دونید که حدود 6 یا 7 سالی میشه که پدیده ی اینترنت توی کشور عزیز ما ایران رونق پیدا کرده و روزانه افراد زیادی وارد اینترنت می شن وبه سایت های مختلف سرک می کشن تحقیق می کنن برای دوستان و هم بستگانشون ایمیل میدن چت می کنن. در این بین هم دوستای اینترنتی زیادی پیدا می کنن با اون ها اشنا میشن چت می کنن شماره موبایل و تلفن رد و بدل می کنن ادرس میدن و..... گاهی مواقع این اشنایی ها و دوستی ها منجر به عشق های مجازی میشه . دختر و پسر هایی که در چتبا هم اشنا میشن و چت می کنند و یه دل نه صد دل وابسته ی هم میشن هر روز به نت میان تا خبر یا ایمیلی از عشق جیدیدشون دریافت کنند .روز ها وهفته ها با عشق مجازیشون پشت کامپیوتر و توی نت سر می کنناز خونواده هاشون دور میشنتو فکر این هستند که ایا این رابطه و دوستی رو ادامه بدن یا نه یا مثلا امروز به عشق مجازیشون چی بگن؟ شماره بدن یانه و هزار جور فکر دیگه. ولی بعد از گذشت چند هفته وچند ماه یه دفعه متوجه میشن که دیگه از اون عشق مجازیشون خبری نیست نه ایمیلی نه افی نه...... همه چیز تموم میشه و میره به این راحتی .
در این بین اون همه وقت و فکر ارزشمندی که صرف پاسخگویی به ایمیل ها و اف ها بوده نمو د پیدا می کنه . ببینید افراد ی که وارد نت می شوند دو نوع هستند دسته ی اول افرادی هستند که رابطه ها برای اون ها هیچ معنی نداره و فقط برای این که اوقات بیکاریشون رو پر کنن و حرفی زده باشن یا بخوان احساسات بقیه رو به بازی بگیرن وارد نت میشن و چت می کنن. براشون فرقی نداره چی تایپ می کنن اصلا طرف مقابلشون کیه. دسته ی دوم افرادی هستن که خیلی تحت تاثیر احساساتشون قرار می گیرن خیلی زود به دیگران به خصوص جنس مخالفشون وابسته میشن و همیشه منتظر دریافت ایمیل یا افی از عشق مجازیشون یعنی اونی که خیلی بهش عادت کردن هستند همیشه به اونها فکر می کنند و بدون این که حتی یک بار هم اون ها رو دیده باشن به اونا وابسته میشن و شب و روزشون رو با فکر عشق های مجازیشون سر می کنن.به نظر شما کدوم یکی از این رابطه ها درسته و به سود دو طرفه؟
به نظر من هیچ کدوم از این رابطه های اینترنتی به درد بخور نیستن . همیشه باید یه حد تعادلی واسه هر چیزی وجود داشته باشه .
ادامه مطلب داره
مثلا تا حالا با خودتون فکر کردین که چقدر چرت و پرت توی این چت کردناتون رد و بدل می کنین؟
وقتی هم که چت می کنیم هیچ سودی از این رابطه ی دو طرفه نمیبریم.
من یکی رو میشناسم که با استفاده از همین اینترنت و پدیده ی چت تونست پایان نامه دانشگاهش رو به اتمام برسونه و لیسانسش رو بگیره
.
قضیه از این قرار بود که ندا جون یکی از فامیل هامون با یک پزشک ایرانی در کانادا اشنا میشه اونم از طریق چت بعد وقتی که به اون پزشکه می گه که خودشم توی رشته پزشکی تحصیل می کنه و در حال حاضر داره تحقیق می کنه در مورد یه موضوعی تا پایان نامه دانشگاهشو تحویل بده اون جناب پزشک هم برای این که به ندا جون کمک کنه و اون سریع تر بتونه لیسانسش رو بگیره
براش چند تا کتاب پزشکی و کتاب هایی که اصلا توی ایران وجود نداره و نایابه و به درد تحقیق ندا هم می خورده پست می کنه. و ندا جون هم پس از گذشت سه هفته لیسانسش رو می گیره و دوباره اون کتاب هارو برای اون جناب پزشک پست می کنه همراه با یه نامه تشکر امیز.

دیدید چقدر خوب میشه از این پدیده ی چت استفاده کرد و سود برد؟ می دونید چقدر می تونید زبان انگلیسیتون رو با همین چت کردن تقویت کنید با ادمای دیگه از کشور های مختلف اشنا بشید با اداب و رسومشون اعتقاداتشون. شما وقتی که وارد نت میشید انگار دارین دور دنیا رو می گردین پس سعی کنید که درست ازش استفاده کنید.
من نمی گم چت چیز بدیه چت نکنید نه من می گم که به جای گفتن چرت و پرت هایی که همش وقت تلف کنه سعی کنید که زبان انگلیسیتون رو خوب کنید بعد با ادمای مختلف از کشور های گوناگون اشنا بشید از اونا چیز یاد بگیرید. به خدا این طور چت کردن و یاد گرفتن مثل این می مونه که وارد کشور های مختلف شدید و دارید با ادمای اون کشور ها گفتگو می کنید و لذت میبرید.
مثله این میشه که دور دنیا رو گشتین و چیز های زیادی از ملیت های مختلف یاد گرفتین غیر از اینه؟
پس از همین الان و از همین حالا تصمیم بگیرید که از پدیده ی چت و اینترنت فقط و فقط در جهت مناسب و درستش استفاده کنید و بیخودی وقتتون رو صرف ایمیل های بی مورد و چت هایی که شما رو از کار و زندگی دور می کنند و چیزی به اطلاعات شما اضافه نمی کنندنکنید.
عزیزای من سعی کنید که هر روز به اطلاعاتتون رونق ببخشید . همون طور که می دونید حضرت علی (ع) فرمودند که:
هر کس که دو روز از عمرش مثل هم باشد از ما نیست.
یعنی هر کس که هر روز چیز جدیدی به دانسته هاش اضافه نشه از تبار حضرت علی ع نیست.
خب من دیگه خیلی پر حرفی کردم. ولی ازتون یه خواهش دارم و اونم اینه که هیچ وقت اسیر عشق های مجازی واینترنتی نشین چون سر و ته نداره.
تازه خنده دارم هست.
مسخرتون میکنن.
زندگیتون فنا میشه
نابود میشید.
توی دنیای نت دروغ و نیرنگ و ریا زیاد هست حواستون حسابی جمع باشه حسابی.
در این روابط اکثر اوقات پدر یا ولی دختر از موضوع اطلاع ندارند و از طرف دیگر گاهی پسر آنچنان دلباخته و علاقه مند به دختر است که به هیچ وجه راضی نیست از دوست دخترش دست بردارد .
بعد از آنکه پدر و خانواده دختر از این ارتباط و مسئله خواستگاری پسر از دخترشان اطلاع یافتند ، با کمی تحقیق و بررسی متوجه میشوند که دخترشان از روی سادگی و خوش باوری قبول کرده و پسر از نظر اخلاقی ، ایمانی و موقعیت خانوادگی در شان آنها نیست ، در نتیجه با خواستگاری مخالفت می کنند .
در نتیجه جوانی که ماه ها و روزها منتظر بود تا به وصال معشوقه اش نایل گردد ، با شنیدن جواب رد به خاطر نداشتن ایمان قوی و فشار غریزه جنسی و توهمات و خیال های واهی تحت فشار روحی شدید قرار می گیرد و در چند لحظه جنون آنی پیدا میکند و در پی انتقام گرفتن بر می آید .
به طوری که عقل و تدبیر را از دست می دهد و بدون توجه به عواقب حرکت خود دست به کاری می زند که پشیمانی به بار می آورد و این پشیمانی دیگر هیچ سودی ندارد .
دوستان عزیز توجه کنند که هدف از یاد اوری این نکات این است که چون جوانان و نوجوانان مخصوصا دختران جوان، هنوز به سنی نرسیدهاند که عاقبت برخی از کارها برایشان تجربه شده باشد، فقط همان ابتدای کار را که شیرین است میبینند و خدای ناکرده به دوستی با پسران نامحرم تن میدهند و به این ترتیب وارد دامی میشوند که خلاصی از آن بسیار دشوار است .
چرا که اولین مشکل آنها، مشغولیت فکرشان است و عقب افتادن تدریجی از درس . مشکل بعدی خانواده (اگر دارای خانواده مذهبی باشند)، مشکل بعدی ازدواج است . آنها اگر بخواهند با همان پسری که از طریق کوچه و خیابان با او آشنا شدهاند ازدواج کنند هیچ ضمانتی وجود ندارد که آن پسر چند دوست دختر دیگر در آستین نداشته باشد و سر بزنگاه از این دختر جدا و به آنها نپیوندد و به این ترتیب دختران زیادی را دچار داغ فراق و افسردگی و نابسامانی خانوادگی نکند ،
حتی در دانشگاهها یا محیطهای کاری نیز ارتباط نامناسب با نامحرم، غالبا باعث گرفتاری است ، زیرا چه بسا باعث ایجاد عشقهایی در دل دختران و پسران جوان میگردد که به دلائل گوناگون، هرگز به "وصل" منجر نخواهد شد و داغ آن برای همیشه به دل طرفین خواهد ماند و فکرشان را آزرده خواهد ساخت .
قرآن کریم میفرماید : رو به رو نشدن و سخن نگفتن شما مردان با زنان نامحرم ، برای پاکی دلهای شما مردان ، و دلهای زنان بهتر است .
یکی از آثار زشت دوست دختر داشتن آن است که این موضوع به تدریج باعث از بین رفتن غیرت و مردانگی مرد میگردد به گونه ای که بعد از گذشت مدت کوتاهی از این دوستی ها نسبت به ناموسش بی تفاوت خواهد شد به عنوان مثال جوانی که تمایل دارد در رفت و آمد های فامیلی یا همسایگان با دختر یکی از آنان دوست شود گاهی برای رسیدن به این هدف با برادر دختر رفیق میشود تا خواهرش را شکار کند بعضی از اوقات هم جلسات دوستانه همراه با انواع آلودگی اعم از موسیقی و رقص و دیدن فیلم های مبتذل تشکیل میدهند تا هر کدام با دوست دخترشان باشند طبیعی است اگر جوانی بخواهد با خواهر رفیقش دوست شود در مقابل رفیقش هم انتظار دارد او هم خواهرش را بیاورد و اگر حساسیت نسبت به خواهرش نشان دهد رفیقش میگوید چطور تو دوست داری با خواهر من باشی ولی من با خواهر تو نباشم لذا برای اینکه به هدفش برسد مجبور میشود نسبت به خواهرش حساسیت نشان ندهد اگر این برنامه ها ادامه نیابد بعد از مدتی بطور کلی انسان نسبت به ناموسش اعم از خواهر مادر دختر و همسر بی تفاوت میشود حتی گاهی عفت و پاکدامنی را عقب افتادگی میداند و از اینکه ناموسش در انتظار نامحرمان به صورت مبتذل ظاهر شود لذت میبرد و خود را پیشرفته و متمدن و با فرهنگ به حساب میآورد و در برخی از اوقات چنان شیطان این افراد را در لجن زار گناه فرو میبرد و غیرت و مردانگی را از آنها میگیرد که حاضرند ناموس یکدیگر را در اختیار هم قرار دهند بر همین اساس در کشورهای غربی و ایران قبل از انقلاب اسلامی محل هایی به نام دانسینگ (رقاص خانه) وجود داشت و هر کس که میخواست به انجا برود موظف بود همراه همسر یا خواهر و دخترش به محل رقص برود و اصولا مرد تنها یا زن تنها را راه نمی دادند در برنامه دانسینگ که با خوردن انواع مشروبات و نواختن موسیقی و رقص همراه بود هر مردی ناموسش را برای رقصیدن به دیگری واگذار میکرد و خود او دختر و زن دیگران را برای رقصیدن انتخاب میکرد و کارهای دیگری که نوشتن آن شرم آور و شاید تلویج گناه باشد را انجام میداد آری نتیجه این دوستی ها و رابطه نامشروع چیزی جز این جلسات ننگین و آلوده نخواهد بود اگر گاهی در برخی از شهرها از جلساتی به عنوان پارتی زنان مردان آلوده ای را دستگیر میکنند نتیجه ترویج فرهنگ ابتذال است امروز تمام تلاش دشمنان داخلی و خارجی آن است که با ایجاد ارتباط دوستی بین دختران و پسران جامعه را به چنین مفاسدی سوق دهند مردی که دوست دارد با زن نامحرمی در اداره یا شرکت و یا در جشن ها و مهمانی ها بگو و بخند داشته باشد طبیعی است که دیگر نمیتواند نسبت به ناموس خودش غیرت نشان دهد زیرا هانطوری که این شخص دوست دارد با زنان نامحرم بگوید و بخندد دیگران هم دوست دارند با ناموس او این رفتار را داشته باشند و گاهی از اوقات ثمره این جلسات ارتباط نامشروع زنان شوهر دار با مردان متاهل میباشد بنابراین اگر ما بخواهیم عفت و پاکدامنی در زنان و غیرت در مردان محفوظ بماند چاره ای جز عمل به دستورات اسلام عزیز نداریم اگر موازین شرع مقدس رعایت نگردد این جلسات و رفتامدها نتیجه ای جزآلودگی و روابط نامشروع و زنا نخواهد داشت .ابوسعید خدری از پیامبر(ص) نقل کرده:الغیرة من الایمان و البذاء من النفاق: غیرت از ایمان است و بی غیرتی و بد زبانی از نفاق است.
اگر دختری یا پسری مدتی رابطه نامشروع داشته و الان میخواهند توبه کنند چکار بکنند ؟
اگر دختری یا پسری رابطه نامشروع داشته و یا هر گناه دیگری مرتکب شده باشد و بعد از مدتی متوجه شود که در سابق اشتباه کرده است . همین که پشیمان شد و تصمیم گرفت دنبال گناه نرود ، خود همین پشیمانی ، توبه است و قطعا خداوند او را خواهد بخشید .لذا امام محمد باقر (ع) فرمود: در توبه پشیمانی ، کفایت میکند .
خداوند همه توبه کنندگان را دوست دارد اما جوان توبه کننده را بیشتر مورد عنایت قرار میدهد . رسول اکرم (ص) میفرماید : هیچ چیز در پیشگاه خداوند محبوب تر از جوانی که از گناهانش توبه کرده ، نیست .
پس باید مراقب القائات و حرف های شیطان باشیم ، زیرا گاهی آن ملعون به جوان گنهکار که میخواهد توبه کند میگوید ، تو را که خداوند نخواهد بخشید ، اکنون که جهنمی شده ای ، پس گناه و راهت را ادامه بده ، در واقع شیطان کارش یاس و ناامیدی از درگاه خداوند مهربان و وادار کردن انسان به گناه است ، در حالی که ناامید شدن از رحمت حضرت حق ، جزء گناهان بزرگ است .
قرآن کریم در مورد یاس از رحمت خداوند میفرماید : هیچ گاه از رحمت خداوند ماُیوس نشوید ، چرا که تنها کافران بی ایمان از قدرت خداوند بی خبرند و از رحمتش ماُیوس می شوند .
خداوند غفّار در مورد آمرزش گناهان میفرماید : ای رسول من ! به بندگانم که بر خودشان اسراف و ستم کرده اند بگو از رحمت خداوند نا امید نشوید که خداوند همه گناهان را می بخشد که او بخشنده و مهربان است .
امکان دارد انسان در اثر تربیت غیر صحیح و محیط ناسالم و گشتن با دوستان ناباب حس غریزه شهوت و غریزه جنسی بر وجدان طرف غلبه کرده و جلوی فطرت و وجدان را بگیرد اما بعد از مدت کوتاهی وجدان مانند خورشید از پس پرده و ابر غفلت بیرون خواهد آمد و شخص نسبت به گذشته و آن دوران بی خبری تاسف میخورد مانند اینکه آدم یک گناهی انجام دهد و سپس پشیمان شود که اگر یک ساعت پیش بود اصلا این گناه را انجام نمیدادم بخاطر همین موضوع است که بسیاری از دختران و پسرانی که با هم رابطه نامشروع دارند وقتی با فرد دیگری ازدواج میکنند و یا از سن جوانی عبور میکنند هنگامی که به یاد گناهان گذشته می افتند از نظر وجدانی زجر میکشند و این عذاب درونی با هیچ داروئی قابل درمان نیست مگر اینکه از صمیم دل توبه کرده و با کار هایخوب گذشته مان را جبران نمائیم........چرا عاقل کند کاری...........که باز آرد پشیمانی
سارا ? سال گذشته در چنین روزهایی روی تخت بیمارستانی در شهریار جان باخت. ? مرد جوان که او را به بیمارستان آورده بودند، با شنیدن خبر مرگش یکباره ناپدید...
برخی کارشناسان ارتباطهای دوستانه اینترنتی بویژه دوستیهای دختران و پسران در فضای چت که بعضا ممکن است به ازدواجهای اینترنتی نیز ختم شود را حرکت با چراغ خاموش و بیسروصدای زندگی تعبیر کرده و ترجیح میدهند پیش از آن که در داخل یا خارج از کشور، کسی را انتخاب کنند، او را در سکوت بشناسند؛ البته شکستن این سکوت، کار را بر جوان سخت میکند.● بررسی افزایش جرایم ناشی از دوستیهای اینترنتی در میان جوانان
▪ کلیک اول: سارا ۲ سال گذشته در چنین روزهایی روی تخت بیمارستانی در شهریار جان باخت. ۳ مرد جوان که او را به بیمارستان آورده بودند، با شنیدن خبر مرگش یکباره ناپدید شدند. در همان نخستین لحظات، پزشکان بیمارستان دریافتند دختر جوان بر اثر مسمومیت شدید با قرصهای روانگردان و مخدر شیشه به حالت کما رفته و دیگر هیچ گاه بیدار نشده است. او قربانی عشق اینترنتی به جوان همشهریاش شد. این را مجید، یکی از آن جوانانی که در ارتباط با این ماجرا دستگیر شد، میگوید: آن دختر را کریم به خانه ما آورد. میگفت با او که همشهریاش است، از طریق اینترنت آشنا شده و به او گفته اگر با هم به تهران فرار کنند، میتوانند با هم ازدواج کنند و زندگی خوبی داشته باشند. او هم قبول کرده بود و آمده بودند به تهران. اما کریم زیر قولش زد. دختر بیچاره را به باغی در اطراف شهریار منتقل کردیم. روز مرگش داخل باغ قصد آزارش را داشتیم و برای این که به خواستهمان برسیم، مقدار زیادی قرص روانگردان و مخدر شیشه به او دادیم و نقشه شیطانیمان را اجرا کردیم. وقتی به خودمان آمدیم، دیدیم یخ کرده و دیگر نفس نمیکشد. ترسیده بودیم. رساندیمش بیمارستان. از حرفهای پزشکان معلوم بود زنده نمیماند. ما هم از آنجا فرار کردیم.
▪ کلیک دوم: اواخر مردادماه سال گذشته جسد دختری که سر و صورتش با جسم سختی مجروح شده بود، در اطراف یک پارک کشف شد. دختر جوان با وجود مجروح بودن جنین ۷ ماههای داشت. پس از اطلاع، ماموران در محل حاضر و تحقیقات وسیعی درباره کشف هویت مقتوله کردند و نیز علت قتل را در دستور کار خود قرار دادند.
http://beheshtgirl.blogsky.com/
بررسی مدارک شخصی، رایانه و پرینت تلفن نیلوفر نشان داد دختر جوان از طریق چت با پسری ۲۳ ساله در ارتباط بوده است. جوان دستگیر و در بازرسی منزل وی مدارک مقتوله پیدا میشود و مرد جوان لب به اعتراف گشوده و پرده از جنایت تلخی برمیدارد که از روی نگرانی و ترس از آبروریزی از ارتباط پنهانی با دختر بیچاره شب هنگام او را به محل خلوتی کشانده تا با قتلش برای همیشه خود را از شر این کابوس وحشتناک خلاص کند. پزشکی قانونی علت مرگ دختر جوانی را که در پی یک رابطه اینترنتی از خانه فرار کرده و به منزل پسر مورد علاقهاش رفته بود، مصرف بیش از حد مشروب الکلی اعلام کرد.
▪ کلیک سوم: سارا، نیلوفر و دهها دختر و زن جوانی که در پروندههای مشابه از خانه فرار کرده، مورد تعرض قرار گرفته یا به قتل رسیدهاند اولین قربانیانی عشقهای کور اینترنتی نیستند؛ همانطور که آخرین این قربانیان نیز نخواهند بود. دوستیهای پنهان اینترنتی مدتهاست همچنان قربانی میگیرد. کم نیستند کاربرانی که از طریق چت رومها با سایتهای دوستیابی در فضای مجاز اینترنت خطر ارتباطی از این نوع را با همه مشکلات ریز و درشتش به جان خریده و بابت این ارتباط بهای سنگینی پرداختهاند.چند سالی است اینترنت و فضای مجازی نه تنها مراکز اداری و تجاری، بلکه در بسیاری از خانههایی که فرزندان نوجوان و جوان دارند، جایی برای خود پیدا کرده است و کاربران اینترنتی از این فناوری برای انجام کارهای مختلف استفاده میکنند. در این میان، دوستان اینترنتی بسیاری پیدا میکنند، با آنها آشنا میشوند، چت میکنند، شماره تلفن رد و بدل میکنند، آدرس میدهند و... گاهی مواقع نیز این آشناییها و دوستیها به عشقهای اینترنتی و ازدواج میانجامد.افرادی که وارد فضای جت میشوند ۲ نوع هستند. دسته اول افرادی هستند که چنین رابطههایی برایشان هیچ معنیای ندارد و فقط برای این که اوقات بیکاریشان را پر کنند و گپی زده باشند یا قصد داشته باشند مدتی احساسات بقیه را به بازی بگیرند به جستجو در فضای مجازی میپردازند. دسته دوم افرادی هستند که بسیار سریع تحت تاثیر احساساتشان قرار میگیرند. خیلی زود به دیگران و بخصوص جنس مخالفشان وابسته میشوند و همیشه منتظر دریافت ایمیل از عشق مجازیشان هستند. همیشه به او فکر میکنند و گاه هفتهها بدون این که حتی یک بار دوست اینترنتی خود را دیده باشند، به او وابسته میشوند و شب و روزشان را با فکر عشق مجازیشان سر میکنند.
هیچ فرقی نمیکند این ارتباط فقط از سر کنجکاوی باشد یا برای پر کردن ساعات بیکاری، تفننی باشد یا جدی، به قصد دوستی باشد یا برای پیدا کردن مرد یا زن رویاها که به ازدواج ختم شود. مهم این است که بررسیها و تحقیقات پلیس و اتفاقات تلخی که طی سالهای اخیر رخ داده، بیانگر این واقعیت تلخ است که آمار آسیبهای اجتماعی همچون تجاوز به عنف، فرار دختران از خانه، سوءاستفاده و اخاذی از قربانیان و حتی قتل که یک سر آن به دوستیهای اینترنتی منتهی میشود، روزبهروز در حال افزایش است.استفاده از اینترنت، روشی جدید برای اغفال دختران و زنان توسط باندهای قاچاق طی سالهای اخیر بوده است. دلالان و قاچاقچیان انسان ابتدا از طریق چت و دادن تصویر خود با استفاده از شیوههای خاص، طرح دوستی با این دختران را ریخته و سپس با وعده ازدواج، کار خوب و درآمد بالا، آنها را به کشور مورد نظر دعوت کرده و در آنجا به قاچاقچیان تحویل میدهند.
● منو از خطر نترسون!
برخی کارشناسان ارتباطهای دوستانه اینترنتی بویژه دوستیهای دختران و پسران در فضای چت که بعضا ممکن است به ازدواجهای اینترنتی نیز ختم شود را حرکت با چراغ خاموش و بیسروصدای زندگی تعبیر کرده و ترجیح میدهند پیش از آن که در داخل یا خارج از کشور، کسی را انتخاب کنند، او را در سکوت بشناسند؛ البته شکستن این سکوت، کار را بر جوان سخت میکند.
پسر یا دختری را تصور کنید که دقیقا بر مبنای خیال از پشت ۲مانیتور، رشتههای ارتباط با همدیگر را میتنند و با این که چنین تنیدنی کار لذتبخشی برای آن دو است؛ اما متوجه نمیشوند این رشتهها آنقدر متراکم و حقیقی نیست که تاب وزن واقعیت را داشته باشد.در واقع ذهن دختر یا پسر در لحظه چت، تصویر ذهنی را با تصویر عینی اشتباه میگیرد. از سوی دیگر اعتیاد به این تصویر ذهنی، حاصل از وقتگذرانی در دنیای مجازی، فرد را از دنیای واقعی و دغدغههایش از جمله کار، تحصیل، تفریح و مسوولیتهای دیگر بازمیدارد. او مجبور است تا پاسی از شب، چشمهایش را به مانیتور بدوزد و صبح فردا را با احساس خستگی، خمودگی و ضعف آغاز کند.در سایت یاهو، هزاران نفر در اتاقهای چت در حال جستجوی فرد مورد نظر برای گفتگو هستند. کاربران حاضر در این چترومها بیشتر نوجوانان و جوانان هستند که گاه به دلیل برخی محدودیتهای خانوادگی از یک سو و کنجکاوی برای برقراری ارتباط با جنس مخالف ساعتها در فضای مجازی برای یافتن فرد مورد نظر خود جستجو میکنند. این روزها استدلال کاربرانی که در فضای اتاقهای چت به جستجوی دوست میگردند؛ حول محور آشنایی با دنیای تازه، کسب تجربه و ایجاد زمینهای برای شناخت و آشناییهایی بیشتر بین ۲ جنس مخالف میچرخد: «میخواهم خودم انتخاب کنم؛ پس لطفا منو از خطر نترسون.»
مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) در سال ۸۵ تحقیقی را روی تعدادی از کاربران اینترنتی با طرح این موضوعات که چند درصد کاربران چت میکنند؟ چند درصد آنها موفق به پیدا کردن دوست میشوند؟ و چند درصد آنها پس از پیدا کردن دوست، آنها را ملاقات میکنند؟ انجام داد که نتایج این بررسی و پاسخ کاربران اینترنت به این پرسشها جالب و قابل تامل است.
۲/۴۷ درصد کاربران دارای دوست اینترنتی بودهاند و ۸/۵۲ درصد دوست اینترنتی نداشتهاند. ۳/۶۴ درصد افرادی که دوست یا دوستان اینترنتی داشتهاند، پس از دوستی با آنها ملاقات نکردهاند و تنها ۷/۳۵ درصد پس از دوستی اینترنتی یکدیگر را ملاقات کردهاند.
● بیا فرار کنیم
بررسی پروندههای ارجاع شده به اداره آگاهی بویژه در بخش پروندههای مربوط به فرار دختران از خانه بیانگر این است که در بیشتر موارد، دخترانی که به دلیل شرایط نامناسب خانوادگی، خانه را ترک کردهاند، پای پسری که بیرون از محیط خانه در شهر دیگری انتظارشان را میکشیده تا با یکدیگر به شهر یا کشور دیگری فرار کرده و آنجا زندگی مشترک خود را تشکیل دهند، در میان بوده است.وعدههای رنگارنگ و فریبندهای که در زندگی بسیاری از دختران یا حتی زنانی که به این امید، خانه را ترک میکنند، در همان چند روز اولیه حضور در خیابان رنگ سراب به خود میگیرند و دختران جوان خیلی زود میفهمند که تمام آن حرفها و آرزوهای رنگارنگ و دلنشین که از زبان مرد رویاهایشان میشنیدند، فریبی بیش نبوده است.دختر نوجوانی در مشهد از طریق چت با پسر جوانی در تهران آشنا میشود. دختر که مطمئن است خانوادهاش اجازه تنها سفر کردن را به او نمیدهند، صبح زود به بهانه رفتن به کتابخانه از خانه خارج میشود و با تهیه بلیتی عازم تهران میشود.
از آنجا که در تهران جا و مکانی نداشته، مجددا با دوست خود تماس میگیرد و به نشانی خانهای که دوستش به او میدهد، میرود و در آنجا توسط آن پسر و دوستان او مورد سوءاستفاده قرار میگیرد.پسر و دختر جوانی از طریق چت با یکدیگر آشنا میشوند. پس از مدتی پسر که در کشور ترکیه است، از دختر میخواهد که به ترکیه سفر کند تا در آنجا یکدیگر را ملاقات کنند. دختر جوان که میدانست پدرش به او اجازه خروج از کشور را نخواهد داد، از خانه گریخت. پس از چند روز بلاتکلیفی، هنگامی که قرار بود با اندک پساندازش شبانه و به صورت قاچاق از مرز عبور کند، شناسایی شد.جالب اینجاست که دختر جوان در اظهاراتش عنوان کرده بود که چیز زیادی از جزئیات سفرش نمیدانسته و پسر جوان تنها به او گفته که پس از رسیدن به ترکیه، با وی تماس خواهد گرفت.
● انتقامجویی اینترنتی
بررسی جرایمی همچون قتل، تجاوز به عنف، اخاذی با تهدید توزیع عکس، فیلم خصوصی یا مطلع کردن خانواده از روابط پنهانی دختر و در یک کلام انتقامجوییهای سیاه اینترنتی شاید نه همه اما پایان بسیاری از دوستیها و روابط پنهانی در دنیای مجازی بوده است. بسیاری از این اتفاقات تلخ گاه زمانی اتفاق میافتد که یکی از طرفین این ارتباط که در بیشتر موارد در مورد مردان مصداق پیدا میکند، با اطلاع از اینکه دختر مورد علاقهاش که با او از طریق دنیای مجازی آشنا شده، دیگر حاضر به ادامه این ارتباط و تن دادن به خواستههای بعدی او نیست و قصد پایان این رابطه را دارد یا اینکه قرار است با شخص دیگری ازدواج کند، رقم میخورد.
در مواردی نیز در همان آغاز رابطه، هدف از ارتباطهای دوستانه اینترنتی کاملا حسابشده و مشخص است؛ یعنی یک نفر از طرفین این ارتباط که متاسفانه مروری بر پروندهها و حوادث مرتبط در این زمینه بیانگر شیوع بیشتر آن از سوی مردان است، با جستجو در فضای چت و ارائه بخشی از خصوصیات فردی شامل سن، وضعیت ظاهری، مالی، تحصیلی و ... خود که گاه ممکن است دور از واقعیت موجود نیز باشد، برای پیدا کردن دوستی از جنس مخالف ابراز تمایل میکند و بتدریج با ملاقاتهای حضوری و در نهایت با دادن قول ازدواج که به رد و بدل شدن عکس و گاه روابط نامشروع میانجامد، اعتماد طرف مقابل را به خود جلب میکند، سپس مرحله اصلی نقشه از قبل طراحیشده خود را که تهدید به توزیع عکس و فیلم در سایتهای غیراخلاقی در صورت نپرداختن مبالغ کلان است، به اجرا میگذارند.
در یکی از تاسفآورترین پروندههای این زمینه که در دادسرای جنایی تهران پیگیری شد، مرد جوانی پس از آنکه دختر مورد علاقهاش با فرد دیگری ازدواج کرد، تصاویر او را روی یک سایت مستهجن قرار داد و با دادن شماره تلفن خانه دختر جوان از بینندگان این سایت خواست تا برای قرار گذاشتن با زن جوان با این شماره تماس بگیرند. عامل این انتقامجویی سیاه اگرچه با شکایت زن جوان و دخالت پلیس بسرعت دستگیر شد، اما زندگی زن جوان را تا مرز نابودی پیش برد.
● افزایش نگرانکننده جرایم اینترنتی
پیچیدهتر شدن روابط اجتماعی و افزایش روزافزون وسایل ارتباط جمعی و کاربران این وسایل از جمله اینترنت موجب خارج شدن روابط افراد خانواده از حالت ساده چهره به چهره یا تلفنی و تغییر شکل آن در قالب شکلگیری روابط پیچیدهتری به طور غیرمستقیم و از طریق اینترنت و چت طی سالهای اخیر شده است و از آنجا که در این گونه رابطهها طرفین بدرستی نمیتوانند هویت یکدیگر را شناسایی کنند، همین امر زمینه جرایم و سوءاستفادههای اینترنتی میشود. این اظهارات بازپرس شعبه اول دادسرای ویژه فرودگاههای تهران در گفتگو با «جامجم» است که با طرح نمونههایی از چند پرونده متعدد در حوزه جرایم اینترنتی شامل قتل، فرار دختران از خانه و تجاوز به عنف معتقد است: به دلیل همین پیچیدگیهایی که در مخفی بودن هویت کاربران اینترنت و بویژه در فضای چترومها وجود دارد، پروندههای موجود بیانگر این واقعیت است که آمار جرایم و سوءاستفادههای اینترنتی طی سالهای اخیر در حال افزایش است بویژه این که زنان و دختران جوان آسیبپذیری بیشتری در این گونه رابطهها دارند که این امر نگرانکننده است.
● فرهنگسازی به جای برخورد چکشی
بازپرس بهروز مهاجری تاکید میکند: برخوردهای چکشی مانند این که به جوانان و نوجوانان اجازه استفاده از اینترنت را ندهیم، یا سایتهای خاص اینترنتی را پاک کنیم نه تنها مشکلی را حل نمیکند بلکه با این کارها صرفا صورت مساله را پاک میکنیم و در مقابل عواقب و پیامدهای سویی را از این طریق متوجه جامعه میکنیم که ممکن است اثرات جبرانناپذیر بیشتری را به جوانان تحمیل کند.وی با اشاره به ضرورت فرهنگسازی در میان نوجوانان و جوانان برای استفاده صحیح از اینترنت هم از سوی خانوادهها و هم توسط رسانههای جمعی و سایر نهادهای آموزشی در جامعه تصریح میکند: همان طور که گفته شد نمیتوان استفاده از اینترنت و جستجو در فضای چترومها را برای دختران و پسران جوان و نوجوان محدود یا ممنوع کرد، اما حداقل میتوان به این گروه از کاربران اینترنتی هشدار داد که اگر وارد محیط چت میشوند نسبت به عواقب و سوءاستفادههای احتمالی دوستهای اینترنتی هوشیار باشند.
● زنگها برای که به صدا درمیآیند؟
یک پژوهشگر اجتماعی بیشترین کاربران اینترنت و جستجوگران در فضای چت را جوانان میداند و معتقد است این جوانان هم در نحوه استفاده صحیح از فناوری اینترنت و هم در زمینه برقراری ارتباط با جنس مخالف، آشنایی و ازدواج بیتجربه هستند، چرا که آنها تنها با گفتگوهای کوتاه چند جلسهای بسرعت دلبستگی پیدا کرده، عاشق میشوند و تصور میکنند طرف مقابل همانی است که سالها به دنبالش میگشتهاند. دکتر سیدهادی معتمدی، معتقد است که این وضعیت بویژه در دختران جوان بیشتر شیوع دارد، چرا که آنها به دلیل احساسات خاص زنانه و زودباوری که نسبت به ابراز عشق جنس مخالف دارند در کوتاهترین زمان احساسات خود را بر منطق غلبه داده و چنان مجذوب طرف مقابل خود در آن سوی چت میشوند که حتی تصور این که این ارتباط ممکن است ارتباطی از پیش برنامهریزی شده برای بهرهبرداریهای خاص باشد را به خود راه نمیدهند .
وی تصریح می کند ضروری است نحوه استفاده صحیح از فناوری اینترنت به عنوان واحدهای درسی در مدارس به نوجوانان و جوانان آموزش داده شود و از سوی دیگر باید توام با این قضیه برای نوجوانان و جوانان کاربران اینترنتی آگاهسازی انجام شود که هم دختران و هم پسران از همان ابتدای آغاز چنین روابطی همواره هوشیار بوده و نسبت به کوچکترین نشانههای احتمال عواقب سوء چنین ارتباطی حساس باشند و با هوشمندی و درایت صحیح در چنین ارتباطهایی سنجیده رفتار کنند.
وقایع تلخی که هر روز بر صفحات حوادث روزنامهها نقش میبندد، پروندههای متعدد زیردست بازپرسان و کارآگاهان دایره جرایم جنایی، افزایش آمار جرایم اینترنتی در کشور، افزایش آسیبهای اجتماعی همچون دختران فراری، قتل، تجاوز به عنف و ... هشداری است مبنی بر این که آمار جرایم و سوءاستفادههای اینترنتی در جامعه طی سالهای اخیر با رشد تصاعدی نگرانکنندهای در حال افزایش است.
هدف از این گزارش تنها برانگیختن نگرانیها در جامعه نیست بلکه تلنگری است در درجه اول به نوجوانان و جوانان و خانوادههای آنها که آگاه باشند و هوشیار و در درجه بعدی به صاحبنظران، مسوولان و متولیان امر در حوزه آسیبهای اجتماعی تا با درک عمیق از اهمیت برخی عواقب سوء این پدیده نوظهور، با برنامهریزی صحیح برای ارتقای سطح فرهنگ آحاد جامعه در ردههای سنی مختلف بویژه جوانان و نوجوانان گامی هر چند کوچک در راستای پیشگیری و کنترل افزایش آمار جرایم اینترنتی و آسیبهای اجتماعی ناشی از آن در جامعه بردارند.
مرضیه دختری است از جنس همه دختران… شاید روزی با تو بر روی صندلی های مدرسه تکیه زده باشد، شاید شریک لحظه های کودکی یا نوجوانی تو باشد، اما امروز فقط به خاطر یک اشتباه بر دیوار اتاق کودکی اش تکیه زده و به آینده جگر گوشه اش که در کنج دیگر اتاق مشغول بازی کودکانه است، می اندیشد.
برایم می گوید: "همه چیز با یک شوخی شروع شد. یک روز گرم تابستان با چند نفر از دوستان دوره دبیرستان توی پارک کنار مدرسه قرار گذاشتیم تا برای سه ماه تعطیلات خود برنامه ریزی کنیم. من چون سه سال دبیرستان، شاگرد اول بودم به طور طبیعی پای ثابت این جور برنامه های بچه ها بودم. از قضا کمی زودتر به محل قرار با بچه ها رسیدم و برای اینکه حضورم در پارک توجه کسی را جلب نکند، ترجیح دادم در پارک قدم بزنم… ناگهان پسر جوانی به من نزدیک شد و بی مقدمه شروع کرد: سلام خانم… باور کنید من مزاحم نیستم، من از ظاهر شما خیلی خوشم اومده. این شماره من… اگه ممکنه با من تماس بگیرید. مطمئن باشید پشیمون نمی شید. ناخواسته شماره رو گرفتم…" داستان او داستان تکراری بسیاری از دختران ایرانی است که بر اثر یک اشتباه، مسیر زندگی شان تغییر کرده است. یک تماس و آغاز رابطه ای بدون شناخت با سرانجامی مبهم و غیرقابل پیش بینی.
چنین آشنایی هایی وقتی در جدی ترین موارد، به ازدواج ختم می شود، هنوز چندماهی از ازدواج نگذشته شعله های عشق فروکش می کند و اختلافات ظاهر می شود…
رئیس مجتمع قضایی خانواده درخصوص دوستی های خیابانی این طور اظهار عقیده می کند: "آمار طلاق متاسفانه هر سال در کشور ما رو به افزایش است، به طوری که طبق آمارهای سال جاری از هر چهار مورد ازدواج، یکی به طلاق ختم شده است."
http://beheshtgirl.blogsky.com/
محمد جعفری، رئیس مجتمع قضایی خانواده معتقد است: "برخی از دختران و پسران جوان با این انگیزه به سوی دوستی های متقابل کشیده می شوند که فکر می کنند اگر در زندگی نسل گذشته (والدین آنها) اختلافاتی بروز کرده و تنش هایی وجود داشته ناشی از عدم شناخت آنان بوده و اگر آنها قبل از ازدواج با همسر آینده خود رابطه داشته باشند، می توانند جلوی بروز چنین مشکلاتی را بگیرند و به خوشبختی برسند. دختران و پسرانی که بر اثر یک عشق زودگذر یا یک هوس خیالی، در کوچه و خیابان با یکدیگر به اصطلاح دوست می شوند، نمی دانند که سرانجام عشق آنها شکست و جدایی است، زیرا احساسات و غرایز بر این گونه آشنایی ها و ازدواج ها حاکم است، نه عقل و منطق و شناخت واقعی، حتی در دوستی هایی هم که هر دو طرف با نیت و هدف ازدواج پای در این راه می گذارند کمتر دیده شده که به سرانجام خوبی برسند. این دختران و پسران با همه مخالفت هایی که به طور معمول از سوی والدین شان ابراز می شود، زندگی مشترک را آغاز می کنند، ولی غافل از این واقعیت هستند که زیر یک سقف زندگی کردن و با هم بودن اصل مهم زندگی نیست."
رئیس مجتمع قضایی خانواده، در ادامه می گوید: "برای ساختن زندگی پر از مهر و محبت و تربیت فرزندانی سالم، پذیرفتن واقعیات زندگی و این که بتوان با آنها کنار آمد، از زندگی زیر یک سقف و در کنار هم بودن مهمتر است. این قبیل همسران بعد از گذشت مدتی کوتاه از زندگی و فروکش کردن تب و تاب عشق های ظاهری، تازه با حقایق زندگی روبه رو می شوند و هرکدام از آنها چهره واقعی خود را نشان می دهند. تمام آن مسائلی که در روزهای دوستی برای آنان قابل تحمل بود و شاید هیچ کدام از آن موارد اصلاً جلوه ای برایشان نداشته به یکباره مهم می شوند و تازه درمی یابند که نمی توانند با فردی که دارای چنین رفتاری است زندگی کنند. به این ترتیب شک و بدبینی در دل هایشان خانه می کند و مرد به خودش می گوید مبادا زنی که روزی پنهانی با من دوست شده، قبلاً با شخص دیگری هم رابطه داشته، نکند با اشاره پسری غریبه، عشقش را به پای او بریزد و زن نیز در اندیشه این فکر که مرد او دیروز تنها با یک نگاه و خنده عاشق من شد، نکند با نگاه زن دیگری دلش را به او بدهد."
فریبا همتی، روانشناس و مشاور خانواده، معتقد است در این گونه روابط فقط دخترها نیستند که متحمل ضرر و خسارت های جبران ناپذیری می شوند، پسرها نیز به نوبه خود زیان های عاطفی، روحی و گاه جسمی مشابهی را متحمل می شوند. به گفته این روانشناس، چنین مواقعی به دخترها بیشتر صدمه وارد می شود. ازاین رو دختران جوان باید قدرت نه گفتن را در خود تقویت کنند و به این گونه دوستی ها یا عشق های سراب گونه و بی اساس پاسخ منفی دهند. فریب حرف های عاشقانه، ظاهر آراسته یا پیام های احساسی را نخورند تا با احساساتشان بازی نشود.
● دوستی های خیابانی زمینه ساز جرایم خشن
قاضی صفر خاکی، نماینده دادستان در دادسرای جنایی تهران هم در این باره می گوید: "متاسفانه روابط پنهانی پسران و دختران باتوجه به شرایط جامعه همچنان رو به افزایش است به همین خاطر خیلی از جرایم از جمله قتل، آدم ربایی، اخاذی و تجاوز به عنف در این شرایط به راحتی به وقوع می پیوندد. در ظاهر امر رابطه پنهانی میان دختر و پسر که اغلب با عشق های دروغین خیابانی شروع می شود و ناشی از احساسات زودگذر است شاید امر ساده ای به نظر بیاید. اما آمار جرایم در این شرایط موضوعی جدی و قابل بحث است. دختران در این شرایط از آسیب پذیری فراوانی برخوردار هستند. زیرا با برقراری روابط پنهانی در شرایطی قرار می گیرند که همه آبروی خود و خانواده را به باد می دهند. حال آن که زمانی متوجه اشتباه خود می شوند که یا در یک باند تبهکاری و فساد اخلاقی اسیر شده اند یا وسیله ای برای اخاذی افراد هوسران و سودجو هستند، به همین خاطر وقتی کار از کار می گذرد و پل های پشت سر یکی پس از دیگری خراب می شوند دیگر روی برگشت به کانون خانواده را ندارند، درنهایت به بزهکاری روی آورده یا افسرده شده و دست به خودکشی می زنند."
این مقام قضایی نقش خانواده و نظارت صحیح بر رفتار فرزندان برای کاهش چنین آسیب های ویرانگر اجتماعی را اجتناب ناپذیر دانسته و می گوید: برخورد خانواده ها با فرزندانشان باید منطقی و دور از احساسات و عصبانیت های زودگذر باشد. توجه به نیازها و خواسته های منطقی فرزندان و برخورد توام با تدبیر با آنها باعث می شود، والدین هم اقتدار خود را در خانواده حفظ کنند و هم با صمیمیت و عطوفت اشتباهات فرزندان کم تجربه خود را رفع کنند. خانواده ها مطمئن باشند خشونت و تحقیر و تنبیه باعث فرار بچه ها از خانه و گرفتارشدن آنان در گرداب تبهکاری ها می شود در کنار خانواده ها، مدارس و صداوسیما و رسانه ها نیز باید با ارائه برنامه های آموزشی صحیح و کارشناسی روابط پسران و دختران را درحد قانون و شرع به فرزندان آموزش دهند و عواقب سوء و خانمان برانداز روابط نسنجیده را از طریق بررسی های علمی همواره به آنها گوشزد کنند.
به گفته مدیرکل مبارزه با جرایم جنایی نابجا بنا بر آخرین آمار نیروی انتظامی ۴۰ درصد از فجایع تجاوز به عنف در پی برقراری دوستی های پنهان و خیابانی و با وعده ازدواج اتفاق می افتد.
● راه حل های پیش رو را بشناسید
لیلا کریمی روانشناس و مشاور خانواده درخصوص ارتباط جوانان با والدین خود می گوید: متاسفانه جا افتادن یک سری سنت های نادرست در خانواده همیشه باعث شده تا روابط نفوذناپذیری بین فرزندان والدین ایجاد شود. آنچه امروز باعث بروز مشکلاتی چون فرار از خانه می شود، نبود تفاهم میان فرزندان و والدین است. پدر و مادرها اگر به جای نشان دادن قدرت خود درمقابل فرزندانشان به فکر برقراری یک رابطه دوستانه با آنها باشند، می توانند بسیاری از مشکلاتی که امروزه گریبانگیر بسیاری از خانواده ها است، را حل کنند.
به گفته وی دختران جوان اگر در خانه با برادر بزرگ تر و پدرشان رابطه ای دوستانه داشته باشند، هیچ گاه به ارتباط با یک پسر غریبه در کوچه و خیابان نمی اندیشند، اما اگر پدر محبت خود را از دختر جوانش فقط به این بهانه که اقتدارش در خانه به خطر می افتد، دریغ کند؛ دختر جوان آن محبتی را که از او دریغ شده در کوچه و بازار می جوید و حاصل آن چیزی نیست جز همان دوستی های خیابانی که ۶۰ درصد این رابطه ها فاجعه ای دردناک مثل خودکشی یا فرار از خانه را به وجود می آورد.
کریمی معتقد است، آنچه امروز خانواده برای محکم کردن بنیان خود به آن نیاز دارد برقراری روحیه دوستی در میان اعضای خانواده است و این زمینه وقتی فراهم می شود که جوان بدون ترس از تحقیر، توهین یا تنبیه مسائل و مشکلات خود را با والدین در میان بگذارند و درواقع ما باید سعی کنیم روحیه مدارا، در خانواده ها را تقویت کنیم یعنی خانواده باید آموزش ببینند و بدانند که درمقابل کوچک ترین خطای جوانان خود، خویشتنداری خود را از دست ندهند و با برخوردهای شتاب زده زمینه مشکلات بعدی را فراهم نیاورند.
بوی محرم که میاد خیمه و پرچمش میاد
فرشته از تو آسمون برای ماتمش میاد
مسافرهای کربلا دارن میرن به مهمونی
دل رو بزن به قافله اگه میخوای جا نمونی
توی صف زنجیر زنها آقا تماشات میکنه
اگه یه قطره عاشقی وصل به دریات میکنه
کنار هر سقا خونه به تشنه ها آب بنوشون
بچه های کوچولو رو لباس سقا بپوشون
وقتی که مشکی میپوشی فاطمه از راه میرسه
میگه فرشته ها بیاین داره میره حسینیه
غذای نذری رو ببین چه عطری داره تو کوچه
مردم براش میمیرن تا ببرن تو هر خونه
آقا امام رضا دوست داره اون فردی که
امام حسین بهش بگه شفاعتش با من بوده
سلام دوستان خوبم خوبید امید وارم خوب و خوش و سر حال باشید امتحانات من شروع شده این چند وقت آپ نمی کنم برام نظر بزارید بررسی می کنم.
دوست داشتن دل می خواهد نه دلیل پس دوستت دارم بی دلیل
دوست داشتن تنها چیزی است که نوبتی نیست پس خارج از نوبت دوست دارم
به جرم عشق زخمی در بدن دارم مرا لایق بدانی یا ندانی دوستت دارم
به نظر من عشق فقط تو قصه هاست.
واسه همتون به خصوص آجی های گلم دعا میکنم مثل من از عشق متنفر نشن....

پی یر امید یار در سال 1967 متولد شد. پدر او ایرانی الاصل و فارغ التحصیل رشته پزشکی و مادر او که تبعه فرانسه است از رشته زبان شناسی دانشگاه سوربون فارغ التحصیل شده است. آنها زمانی که (پی یر) تنها شش سال داشت ایران را به قصد یافتن مکان بهتری برای تحصیل فرزندانشان ترک کردند.
پی یر علاقه زیادی به کامپیوتر داشت. در زمانی که در واشنگتن در کلاس هفتم تحصیل می کرد مدام از کلاس های ورزشی فراری بود. به سراغ کمدی می رفت که معلم علوم یک رادیو ارزان قیمت در آن گذاشته بود و وقتی که همکلاسی او مشغول بازی بودند، او در حال گوش دادن به برنامه آموزش کامپیوتر بیسیک بود.
به خاطر موقعیت کاری مادرش کلاس هشتم و نهم را در هاوایی گذراند. وقتی پی یر به واشنگتن برگشت مقطع Apple II را به پایان رساند و در برنامه پاسکال شرکت نمود. پی یر اولین درآمدش را با استفاده از مهارتش در کار با کامپیوتر و با فهرست کردن کارت های کتابخانه مدرسه اش به ازای 6 دلار در هر ساعت به دست آورد.
در مورد دوران تحصیلش می گوید: «من شاگرد خجالتی و ناموفقی در دبیرستان بودم». امید یار در اواسط 1980 وارد دانشگاه تافتز در نزدیکی بوستون شد. در این زمان جهان در شرف انفجار تکنولوژی بود و او مشتاقانه در رشته کامپیوتر تحصیل می کرد.
پی یر به برنامه Apple علاقه زیادی داشت. این برنامه در آن زمان اهمیت زیادی داشت ولی بعد از مدتی اهمیت خود را از دست داد و برنامه PC در کارگاه کامپیوتری تافتز رواج پیدا کرد. امیدیار برای اعتراض به این روند از کارگاه تافتز بیرون آمد و به تنهایی شروع به کار با کامپیوتر کرد. سرانجام اولین برنامه اش را با نام Mac نوشت.
منبع : http://www.tehranema.net
در سال سوم دانشگاه او تصمیم گرفت در تابستان بعنوان یک برنامه ریز Macintosh کار کند. او به جستجوی آگهی هایی در «مک ولد» می پرداخت و برنامه هایی به شرکت هایی که از این سیستم استفاده می کردندد می نوشت و به همراه آن یک نمونه کاری از برنامه اش را می فرستاد.
در تابستان برای کارآموزی وارد شرکت طراحی اطلاعات ابتکاری شد. این شرکت یکی از اولین شرکت های برنامه سازی بود که به استفاده کنندگان برنامه مک این امکان را می داد که تصورات خود را در کامپیوترهایشان به تصویر بکشند.
این کارآموزی برای امیدیار به کار تمام وقت تبدیل شد و برای کار در این شرکت مجبور شد ترم پائیز را به دانشگاه نرود. او به خوبی خود را با شرایط شرکت وفق داد.
پی یر از نظر سیاسی یک آزادیخواه بود و به فلسفه و علوم ناشناخته و جدید علاقه خاصی داشت. در ترم جدید او دانشگاه تافتز را رها کرد و در دانشگاه بر کلی کالیفرنیا به ادامه تحصیل پرداخت. بعد از آنکه کار در شرکت طراحی اطلاعات ابتکاری را رها کرد در شرکت «کلاریس» شروع به کار نمود. این شرکت مکمل Apple بود که نرم افزار مورد استفاده مصرف کنندگان را توسعه می داد. بعد از مدتی این شرکت نیز بصورت مستقل از شرکت Apple شروع به کار نمود و این تغییرات باعث اخراج بسیاری از کارکنان و از جمله «امیدیار» شد.
امیدیار بدون آنکه از تلاش و کوشش برای رسیدن به آرزوهایش دست بردارد با جسارت تمام دوباره شروع به ار نمود و در سال 1991 به همراه دوستان و همکاران اخراجی اش از شرکت «کلاریس» گروهی را تشکیل داد و شرکتی را با نام شرکت توسعه Ink تأسیس کرد. این شرکت در حال تولید نرم افزاری بود که به نظر می رسید بزرگترین تحول در تکنولوژی آن زمان باشد. این نرم افزار قلمی برای نوشتن در کامپیوتر بود. عقیده گروه آن بود که مصرف کنندگان باید صفحه کلیدها را رها کنند و از یک قلم برای نوشتن استفاده نمایند.
پی یر امیدوار بود که در تولید این نرم افزار موفق شود اما پس از یکسال و نیم تلاش، آنها متوجه شدند که این وسیله برای موفقیت احتیاج به زمان بیشتری دارد و به این ترتیب زحمات شبانه روزی امیدیار و دوستانش بی نتیجه ماند.
پس از این عقب نشینی شرکت شروع به کار تازه ای نمود. آن ها برنامه های نرم افزاری را برای تجارت الکترونیک فراهم می کردند. به نظر می رسید این کار آینده بهتری داشته باشد.
شرکت با نام جدید eshop شروع به کار کرد. این شرکت در اصل یک شرکت خرده فروش الکترونیکی بود. eshop در حال وارد شدن به دنیای اینترنت بود ولی نه با آن سرعتی که امیدیار خواهان آن بود. هرچند که شرکت معتقد به انجام تجارت الکترونیکی در شبکه های انحصاری بود ولی آنچه به اجرا در می آمد متفاوت از یک کار اینترنتی واقعی بود.
در سال 1994 امیدیار شرکت eshop را ترک کرد. او به دنبال کاری بود که با اینترنت سر و کار داشته و بیشتر در ارتباط مستقیم با مردم باشد. امید یار اعتبار کلانی در شرکت eshop داشت. دو سال بعد مایکرو سافت این شرکت را خریداری نمود و ارزش سهامی را که امیدیار از این شرکت دریافت کرد باعث شد تا او قبل از اینکه به سی سالگی برسد میلیونر شود.
کار بعدی امیدیار او را بیشتر در معرض کار با اینترنت قرار داد و این همان چیزی بود که او سالها به دنبالش بود. او به اداره توسعه ارتباطات در General Magic پیوست که یک شرکت جنجالی و پیشگام در صنعت ارتباطات و تلفن های همراه بود.
General Magic که در سال 1990 به وسیله گروهی از افراد با سابقه و با تجربه شرکت Apple شروع به کار کرده بود در تلاش بود که از Apple در جهت برنامه پست مکینتاش استفاده کند. برای این کار نسل جدیدی از کامپیوترهای ارتباطی Apple در اندازه کوچک ساخته شده که با تلفن و فکس کار می کرد.
در این کار جدید نیز امیدیار در ارتباط با مردم بود، کار او کمک به گروه توسعه دهندگان و برنامه سازان خارج از شرکت، در نوشتن نرم افزار بود. در تابستان 1995، «پام و سلی» همسر امیدیار که در خانه انواع بیسکویت درست می کرد و می فروخت به همسرش گفت از زمانی که آن ها از بوستون به دره سیلیکون آمده اند، در یافتن کسی که با او خرید و فروش نماید دچار مشکل شده است. در این موقع امیدیار به فکر استفاده از اینترنت برای حل این مشکل همسرش افتاد. او شروع به نوشتن برنامه ای کرد که بعدها به ebay شهرت یافت.
راه حل امیدیار یک حراج کامپیوتری بود. او هرگز خودش در حراج شرکت نکرده بود و اطلاع زیادی در مورد چگونگی حراج نداشت، تنها عقیده داشت که حراج یک شیوه بازاریابی جالب است که مسلماً قیمتی عادلانه و درست برای سهام و یا هر چیزی که هر فرد بخواهد بفروشد، تعیین کند.
امیدیار به مشتریانش پیشنهاد کرد به جای آنکه بر روی کالاهایشان آگهی فروش بچسباند و منتظر خریدار بمانند آن را جهت فروش برای او پست کنند و حداقل قیمت آن را مشخص نمائید و اگر بیشتر از یک نفر برای کالای آنها مشتری پیدا شد، آنها بر سر قیمت با هم مبارزه می کنند. هر کسی که قیمت بیشتری پیشنهاد کرد او صاحب آن کالا می شود و فروشنده هم پول خود را در روز معینی دریافت می کند.
درست در روز «کارگر» امیدیار سایت حراج را افتتاح کرد. این سایت چیز زیادی برای دیدن نداشت اما صفحه سیاه و آبی آن جذاب بود، زمانی که شبکه حراج شروع به کار کرد، امیدیار 3 صفحه خانگی دیگر نیز در ebay.com ایجاد نمود.
در پایان سال 1995 بود که با بالا رفتن هزینه ها، امیدیار تصمیم گرفت درصدی از قیمت نهایی فروش را بردارد. این نرخ شامل 5 درصد قیمت فروش برای کالاهای زیر 25 دلار و 5/2 درصد برای کالاهای بالای 25 دلار بود.
اعتماد به این سایت روز به روز افزایش می یافت. فرستادن کالاها حتی قبل از دریافت پول نیز عادی شده بود. اکنون پس از گذشت چند سال از راه اندازی این سایت، روز به روز بر پیشرفت ها و موفقیت های ebay و امیدیار حتی خارج از مرزهای آمریکا افزوده می شود تا جائیکه این سایت به یکی از مشهورترین و پرطرفدارترین سایت های اینترنتی در طول سال های اخیر تبدیل گشت.
منبع : http://www.tehranema.net

کریستین استوارت بازیگر آمریکایی متولد 9 آوریل 1990 است. او شهرتش را به خاطر ایفای نقش بلا سوان در فیلم گرگ و میش و فیلم ماه نو دارد و این کار را در Eclipseتکرار کرد. او همچنین در فیلم های اتاق وحشت، زاتورا، سرزمین زنان، طبیعت وحشی و The Messengersنقش آفرینی کرده است.
هنرپیشگی
او حرفه ی بازیگری را در سن هشت سالگی پس از آنکه نماینده ای اجرای او را در نمایش روز کریسمس مدرسه ی ابتدایی دید، آغاز کرد. اولین نقش او بخشی بی کلام در فیلم سال سیزدم بود. نقش بعدی او در فیلم The Flintstones in Viva Rock Vegasدختری بود که حلقه ای را پرتاب می کرد. متعاقبا در فیلم مستقل The Safety of Objectsدر نقش دختر پسروار یک مادر تنها که نقشش را پاتریسیا کلارکسون بازی می کرد، ظاهر شد. او نقش اصلی فیلم هالییوودی اتاق وحشت را که دختری عبوس و مبتلا به دیابت از مادری طلاق گرفته( جودی فاستر) بود، بازی کرد. این فیلم نظرات مثبتی را درپی داشت و استوارت به خاطر اجرایش توجه مثبت همگان را جلب کرد.

بعد از موفقیت فیلم اتاق وحشت او در یک فیلم ترسناک دیگری به نام Cold Creek Manor بازی کرد ، او نقش دختر دنیس کوید و شارون استون را به عهده داشت ، اما این فیلم عملا فروش خوبی نداشت.
اولین نقش اول او در اکشن کمدی Catch That Kidدر نقش مقابل مکس تریوت و کوربین بلو بود. همچنین او نقش لیلا را در فیلم ترسناک Undertowبازی کرد. تحسین برانگیزترین نقش او تاکنون در فیلم تلویزیونی Speakبوده که براساس نمایشنامه ی لاری هالس اندرسون در سال 2004 ساخته شده است. کریستن استوارت که هنگام بازی در این فیلم 13 ساله بود و در نقش دختری دبیرستانی به نام ملیندا سوردینو بازی می کرد که بعد از آنکه مورد تجاوز قرار می گیرد از برقراری هرگونه ارتباط شفاهی خودداری می کند و با آشفتگی های زیاد عاطفی مواجه می شود. او برای این فیلم تحسین همگان را برانگیخت ، او در این فیلم فقط چند خط دیالوگ داشت اما توانست آشفتگی های ذهنی یک دختر با مشکلات روحی را به خوبی در فیلم به نمایش بگذارد .
در سال 2005 او در یک فیلم تخیلی به نام زاتورا ظاهر شد و در آن فیلم نقش لیسا را ایفا کرد . خواهر بی مسئولیت دو پسر کوچک که به خاطر بازی کردن با یک نوع تخته ی بازی به طور غیر قابل کنترلی به فضا می روند و خانه ی آنها تبدیل به یک سفینه ی فضایی می شود. منتقدان نظر مثبتی به این فیلم داشتند ، اما بازی او در این فیلم چندان به چشم نیامد و مورد توجه رسانه ها قرار نگرفت چون شخصیت او در مدت زیادی از فیلم بی حرکت و ثابت بود. سال بعد او نقش مایا در فیلم Fierce Peopleبه کارگردانی گریفین دان را ایفا کرد و بعد از آن نقش اصلی فیلم تخیلی و ترسناک The Messengers، جس سالمون را بازی کرد. در سال 2007 او نقش لوسی هاردویک را در سرزمین زنان، درام رمانتیکی که در آن مگ رایان و آدریان برودی هنرنمایی کردند، را بازی کرد. درباره فیلم هم همچون بازی استوارت نظرات مختلفی داده شد. در همان سال استوارت در فیلم زیبای شون پن، Into the Wildنقش آفرینی کرد. او بخاطر تصویر تریسی خواننده ی نوجوانی که به کریستوفر مک کندلس جوان ماجراجو علاقه مند شده بود، نظرات مثبتی را به خود جلب کرد. سایت salon.com کار او را یک اجرای قوی احساساتی توصیف کرد و در تریبون شیکاگو خاطرنشان شد که او طرح نقشش را بسیار خوب اجرا کرد. اجرای او بدون نظرات منفی هم نبود آنچنان که دنیس هاروی منتقد ورایتی نوشته است: واضح نیست که استوارت نقش یک تریسی بی مزه را بازی می کند یا این حالت اتفاقیست. او بعد از Into the Wildنقش برجسته ای در Jumper داشت و همچنین در فیلم What Just Happenedظاهر شد که دراکتبر 2008 اکران شد. او همچنین در فیلم های مستقل The Cake Eatersو The Yellow Handkerchief بازی کرد که تنها در فستیوال های سینمایی به نمایش درآمدند.
در 16 نوامبر 2007 کمپانی سامیت اعلام کرد که کریستن استوارت در نقش ایزابلا ماری سوان در فیلم گرگ و میش بازی خواهد کرد که بر اساس رمان پرفروشی با همین نام از استفنی مایر ساخته شد. وقتی «کاترین هاردویک» کارگردان استوارت را برای تست غیررسمی نمایش ملاقات کرد و مجذوب او شد، او در حال بازی فیلم طبیعت وحشی بود. او به همراه رابرت پتینسون که نقش ادوارد کولن(دوست پسر خون آشام او) را داشت بازی می کرد. تولید این فیلم فوریه 2008 آغاز و می 2008 پایان یافت. گرگ ومیش 21 نوامبر 2008 به توزیع داخلی رسید. بعد از اکران گرگ و میش او برای بازی در نقش بلا سوان جایزه ی بهترین بازیگری نقش زن MTVرا از آن خود کرد . وی در فیلم ماه نو دوباره در نقش بلا ظاهر شد و در Eclipseبخاطر این بازی تحسین شد.
استوارت در فیلمی به نام K-11 به همراه نیکی رید (بازیگر فیلم گرگ و میش ) به کارگردانی مادرش بازی خواهد کرد ، ماجرای این فیلم در خوابگاه زندان یکی از شهرهای اطراف لوس آنجلس اتفاق می افتد و نکته ی دیگر اینکه شخصیت کریستین و نیکی در این فیلم مردانه است. استوارت همچنین نقش ژوان جت را در The Runawaysبه کارگردانی و نویسندگی فلوریا سیگیسموندی بازی می کند. او جت را در سال نوی 2009 برای آماده شدن برای نقشش ملاقات کرد و امیدوار است بتواند در این فیلم بخواند.
منبع:http://yadbegir.com
ویلیام هنری گیتس سوم مشهور به بیل گیتس (Bill Gates) رئیس و موسس شرکت مایکروسافت.
در حال حاضر مایکروسافت با بیش از چهل هزار کارمند در شصت کشور جهان و با درآمد خالص 25.3 میلیارد دلار در پایان سال مالی 2001 یکی از موفقترین شرکتهای ایالات متحده امریکا و یکی از راهبران صنعت کامپیوتر بوده است.
بیل گیتس در 28 اکتبر سال 1955 در یک خانواده متوسط در شهر سیاتل امریکا متولد شد.پدر بیل , ویلیام هنری گیتس دوم وکیل دادگستری و یکی از سرشنایان شهر سیاتل است و مادر او آموزگار مدرسه و یکی از اعضا هیئت مدیره United Way International بود که در امور خیره نیز فعالیت داشت. بیل گیتس در این خانواده و در کنار دو خواهر خود رشد کرد.گیتس در کودکی بیشتر وقت خود را در کنار مادربزرگ خود گذراند و از او تاثیر بسیار گرفت. او از همان دوران کودکی خود روحیه رقابت طلبی خود را نشان داد و سعی می کرد تا در هر زمینه ای از دوستان خود پیش باشد.
گیتس تحصیلات ابتدای خود را در مدرسه عمومی Lakeside پشت سر گذاشت و در آنجا بود که با کامپیوتر آشنا شد.در آغاز یکی سالهای تحصیلی مسئولان مدرسه Lakeside تصمیم گرفتند با کمک خانواده دانش آموزان, یک ترمینال کامپیوتر اجاره کنند و در اختیار دانش آموزان قرار بدهند. در این هنگام بیل گیتس با کامپیوتر آشنا شد و به سرعت در استفاده از آن مهارت کسب کرد و در سیزده سالگی اولین نرم فزار خود را که یک بازی ساده بود نوشت. گیتس به همراه دوست خود پل آلن (Paul Allen ) که دو سال از گیتس بزرگتر بود و در زمینه سخت افزار کامپیوتر هم مهارت داشت , بیشتر وقت خود را به برنامه نویسی در اطاق کامپیوتر Lakeside میگذراند.
گیتس در سال 1973 وارد دانشگاه هاروارد شد و در آنجا با استیو بالمر (Steve Ballmer) که در حال حاضر رئیس قسمت اداری مایکروسافت است آشنا شد. گیتس زمانی که در هاروارد بود یک نسخه از زبان BASIC را برای کامپیوتر MITS Altair طراحی کرد.
بیل گیتس در سال 1975 به همراه دوست دوران کودکی خود پل آلن شرکت کوچکی بنام Microsoft با شعار "در هر خانه یک کامپیوتر" ایجاد کرد.مایکروسافت انواع زبانهای برنامه سازی را برای کامپیوترهای مختلف تولید میکرد. در آن زمان مایکروسافت فقط 40 کارمند داشت که شبانه روز بشدت کار میکردند و کل فروش آن فقط 2.4 میلیون دلار در سال بود.
در سال 1980 شرکت IBM برای اینکه از بازار کامپیوترهای شخصی عقب نماند تصمیم گرفت تا کامپیوتر خود را که PC نام گرفت و کامپیوترهای امروزی نیز مبتنی بر آن هستند , بسازد و وارد بازار کند. IBM تصمیم گرفت تا کار نرم افزار آن را به عهده شرکت دیگری بگذارد. این بود که شاهین خوشبختی بر دوش مایکروسافت نشست و IBM قراردی با شرکت کوچک مایکروسافت بست تا نرم افزارهای سازگار با کامپیوترهای شخصی IBM تولید کند.کامپیوتر های جدید IBM از پردازنده های 16 بیتی 8088 شرکت اینتل استفاده میکرد. بنابراین مایکروسافت برای فروش زبانهای برنامه سازی خود به یک سیستم عامل 16 بیتی نیاز داشت.در آن زمان شخصی بنام تیم پاترسون در کارگاه خانه خود یک کامپیوتر 16 بیتی کوچک ساخته بود و برای آن یک سیستم عامل ساده 16 بیتی نوشت که نام DOS 86 را برای آن انتخاب کرده بود. بیل گیتس کلیه حقوق سیستم عامل DOS 86 را با قیمت 75 هزار دلار بدست آورد. بیل گیتس و پل آلن سیستم DOS 86 را متناسب با کامپیوتر های شخصی IBM تغییر دادند و امکانات بیشتری را به آن افزودن و از آن یک سیستم عامل قوی 16 بیتی ساختند. مایکروسافت این سیستم عامل را MS-DOS نامید. MS-DOS برروی کامپیوترهای شخصی IBM جای گرفتند و IBM درصدی از فروش کامپیوترهای PC خود را برای استفاده از MS-DOS به مایکروسافت می پرداخت. و رفته رفته امپراتوری آقای بیل گیتس بر روی MS-DOS بنیان نهاده شد. بعدها مایکروسافت با تولید سیستم عامل گرافیکی Windows و محصولات موفق دیگر گامهای بزرگتری بسوی موفقیت برداشت.طبق آخرین آمار بیش از 95 درصد از دارندگان کامپیوترهای شخصی در سراسر جهان از محصولات مختلف مایکروسافت استفاده میکنند.
درحال حاضر بیل گیتس با بیش از 50 میلیارد دلار, ثروتمندترین مرد دنیا شناخته شده است.او این مقام را چندین سال است که حفظ کرده. یکی از دلایل موفقیت مایکروسافت به گفته خود گیتس استخدام افراد با هوش در این شرکت است.گیتس زمانی که فقط 19 سال داشت مایکروسافت را مدیریت میکرد.او بقدری کار میکرد که حتی گاهی چند روز محل کار خود را ترک نمی کرد و به همراه کارمندان خود بسختی برروی پروژه های مختلف و سفارش مشتریان کار میکرد.
گیتس در سال 1994 با ملیندا فرنج گیتس ازدواج کرد که حاصل آن یک دختر (متولد سال 1996) و یک پسر (متولد سال 1999) بوده است.بیل گیتس راه مادر خود را ادامه داد و بهمراه همسر خود چندین موسسه خیره در سراسر دنیا تاسیس کرد.هم اکنون بیل گیتس همراه همسر و فرزندان خود در شهر سیاتل ساکن است.